یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
 

آینده تجارت چین و آمریکا به کجا می‏انجامد؟

در روایت خبرنگار اعزامی‏ نیویورک تایمز به چین در مورد روابط تجاری میان چین و آمریکا آمده که اقتصاد مانند یک ناو جنگی به کندی تغییر مسیر می‏دهد.
آینده تجارت چین و آمریکا به کجا می‏انجامد؟

به گزارش سامانه خبری سازمان بنادر و دریانوردی و به نقل از نیویورک تایمز، اگر به اندازه کافی با مقامات و اقتصاددانان چینی وقت بگذرانید داستان ین ژاپن در دهه 1980 را برایتان تعریف خواهند کرد. آنزمان آمریکایی ها از واردات شدید کالاهای ژاپنی به کشورشان ناراضی بودند، همانطور که امروز از روند واردات کالاهای چینی ناراضی اند. ایالات متحده آمریکا دولت ژاپن را تحت فشار قرار داد که از بالا رفتن ارزش ین جلوگیری نکند تا کالاهای ژاپنی در آمریکا گرانتر شوند و از طرف دیگر صادرات آمریکا به ژاپن ارزانتر. توکیو از خواسته آمریکا پیروی کرد و ارزش ین بین سالهای 1985 تا 1987 حدود 50 درصد رشد کرد. با این وجود واردات کالاهای ژاپنی به آمریکا همچنان ادامه یافت. کسری تراز تجاری آمریکا با ژاپن از 94 میلیارد دلار در سال 1985 به 108 میلیارد دلار در سال 1987 رسید. بالا رفتن ارزش ین برای متوقف کردن رشد شرکت هایی مانند سونی و تویوتا کافی نبود چرا که آنها مزیت های زیاد دیگری مانند هزینه پایین کارگر داشتند.

چینی ها از این داستان نتیجه می‏گیرند که حتی افزایش سریع ارزش یوان هم خیلی به اقتصاد آمریکا کمک نخواهد کرد. فن گنگ، مشاور سابق دولت می‏گوید:" افزایش ارزش یوان تاثیر زیادی نخواهد داشت، تازه اصلا اگر تاثیری داشته باشد."

این حرف تا حدی درست است. یوان قوی تر، آنطور که تصور می‏شود به سرعت مشکلات اقتصاد آمریکا را حل نمی‏کند. نه تنها داستان ین ژاپن این را نشان می‏دهد بلکه با این که طی سال های 2005 تا 2008 ارزش یوان نسبت به دلار 21 درصد رشد کرده است اما تراز تجاری چین و آمریکا به نفع چین سنگین تر هم شده است.

البته شکی نیست که ارزش یوان کمتر از میزان واقعی است. که مقدار آن حدود 20 درصد یا کمی بیشتر تخمین زده می‏شود. تقاضای گسترده برای کالاهای چینی باعث بالا رفتن ارزش ارز این کشور خواهد شد اما دولت چین با دخالت در بازار جلوی آن را می‏گیرد. متقاعد کردن چین برای دست برداشتن از چنین اقدامی برای بهبود توازن اقتصاد جهانی حیاتی است. یوان قوی تر به مردم چین برای خرید بیشتر کالاها و خدمات و سطح زندگی بالاتر کمک خواهد کرد که در نیتجه باعث تولید بیشتر در بقیه جهان خواهد شد.

در اولین نگاه به نظر می‏رسد که تغییر اساسی در نرخ مبادله ارز به سرعت تاثیرگذار خواهد بود. البته تاثیر که دارد، برای مثال اگر ارزش ین ژاپن در دهه 1980 افزایش نمی‏یافت، تراز تجاری آمریکا با ژاپن از آن چیزی که بود هم منفی تر می‏شد. اما دو دلیل عمده وجود دارد که باعث می‏شود یوان قدرتمندتر به سرعت باعث افزایش اشتغال در آمریکا نشود.

اول اینکه جهان فقط شامل چین و آمریکا نمی‏شود. ما تصور می‏کنیم که خیلی از محصولات ساخت چین هستند، مانند iPhone ، در حالیکه تنها قطعات آن ها در چین روی هم سوار شده است. قطعاتی که ارزش افزوده زیادی دارند معمولا در کشورهای ثروتمند مانند کره تولید می‏شوند و قطعاتی که فرآیند تولید آن ها چندان پیچیده نیست هم در کشورهای فقیر مانند ویتنام تولید می‏شوند. با این حال کل ارزش کالا به عنوان صادرات چین به آمریکا محاسبه می‏شود. یوان قوی تر تنها می‏تواند بر آن بخشی از روند تولید تاثیر بگذارد که در چین انجام شده است و اگر یوان گرانتر شود این بخش از کار می‏تواند به آسانی به کشور دیگری مانند ویتنام منتقل شود. جاییکه درآمد سرانه سالیانه حدود 3000 دلار است در مقایسه با درآمد سرانه 6500 دلاری چینی ها.  البته این اظهار نظر مقامات چینی هم که می‏گویند افزایش قدرت یوان تاثیر کمی خواهد داشت دور از واقعیت است. اقتصاد چین اکنون آنقدر بزرگ هست که واحد پولیش بر جهان تاثیرگذار باشد.

دلیل دومی که باعث می‏شود تغییر نرخ مبادلات ارزی حلال فوری همه مشکلات نباشد اینست که اقتصاد، مانند ناو جنگی، به کندی تغییر جهت می‏دهد. برای مثال اگر شرکت ها از یک تامین کننده چینی استفاده می‏کنند حتی با وجود افزایش هزینه ها هم احتمالا به نفعشان خواهد بود که با همان تامین کننده به کارشان ادامه دهند تا اینکه یک تامین کننده دیگر را در کشوری دیگر پیدا کنند.

مانند اولین بازدیدکنندگان آمریکایی، من هم هنگامی که در چین بودم از تعداد خوروهای بیوک ( (Buick زیادی که در خیابان می‏دیدم متعجب شدم. در یکی از ترافیک شهر پکن سه بیوک متفاوت من را احاطه کرده بودند. آخرین باری که شما اینگونه توسط بیوک ها محاصره شده بودید کی بود؟

خبر بد برای کارگران خودروسازی های آمریکا اینست که هیچ کدام از این بیوک ها در آمریکا ساخته نشده بودند. بیوک تنها مدل گرانقیمت انکلیو (Enclave) را به چین صادر می‏کند و بقیه خوردوها در خود چین ساخته می‏شوند. شرکت بی.ام.و. هم به همین شکل مدل های سری 3 و سری 5 را در چین می‏سازد اما مدل های گرانتر مانند سری 7 و  سریZ  را به چین صادر می‏کند.

با یوان قوی تر و رشد بازار خودرو در چین احتمالا شاهد افزایش صادرات خودرو به چین خواهیم بود. چرا که در آن صورت دیگر حتی با وجود دستمزد و هزینه حمل و نقل بالا، بازهم صادرات خودروهای معمولی به چین با صرفه خواهد بود. در واقع صادرات خودرو به چین برای آمریکا حیاتی است. به نظر می‏رسد که ارزش آن امسال به 83 میلیارد دلار برسد، یعنی بیشتر از 63 میلیارد دلار سال قبل و 21 میلیارد دلار یک دهه قبل. طبق اعلام منابع رسمی، 10 میلیارد تولید ناخالص داخلی به طور میانگین معادل حدود 000،80 فرصت شغلی است. پس هر 10 میلیارد دلار افزایش صادرات به چین مانند یک برنامه محرک کوچک است و مانند هر برنامه محرکی، نیازمند یک سری اقدامات سیاسی هم هست مانند فشار آوردن بر چین و مذاکره با آن. شرکت هایی مانند جنرال الکتریک، مایکروسافت و دیگران باید برای دولت چین روشن کنند که گسترش آنها در چین مستلزم اینست که دولت، مالکیت خصوصی را جدی تر بگیرد و به روی خارجی ها بازتر باشد. در حال حاضر در چین، خارجی ها هیچ کاری را به تنهایی و بدون حمایت دولت نمی‏توانند انجام دهند.

همچنین ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورها باید از ابزار مختلف برای از میان بردن تعرفه های چین برای واردات و بالا بردن ارزش یوان استفاده کنند. برای مثال چین اشتیاق زیادی به خریدن تکنولوژی های پیشرفته دارد. مشروط کردن فروش این تکنولوژی می‏تواند به چین برای اعمال تغییرات فشار وارد کند. البته باید مراقب بود که این اقدامات منجر به یک جنگ تجاری نشود که حاصلی جز از بین رفتن مشاغل در دو کشور نخواهد داشت.

ظهور قدرت های جدید معمولا الگوی مشخصی دارد از آلمان گرفته تا آمریکا و ژاپن. آن ها کار خود را به عنوان یک صادرکننده شروع می‏کنند و سپس اقتصاد داخلی قدرتمندی می‏سازند. (البته ژاپن در بخش دوم چندان موفق نبود.) این الگویی که چین هم باید به آن تن بدهد، به خاطر شهروندانش و به خاطر جهان.

 

۳۰ آبان ۱۳۹۱ ۱۰:۴۶
اخبار خارجی |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید